چند وقت پیش یک فایل فروش دادم به هوش مصنوعی و پرسیدم کدام محصول سودآورتر است. جواب داد: محصول A، با اختلاف دو برابر.
محاسبهاش بیعیب بود. جدولش مرتب بود. توضیح هم داده بود.
و جوابش به درد نمیخورد — چون سربار کسبوکار بین آن دو محصول یکسان تقسیم نمیشد و این چیزی بود که در فایل نبود. با تقسیم منطقی سربار، نتیجه برعکس شد.
ابزار اشتباه جواب نداد. من سؤال اشتباه پرسیدم.
این متن، هفت سؤالی است که از آن تجربه و چند تجربهی مشابه بیرون آمد. هر کدام یک خطای مشخص را میگیرد، و برای هر کدام جملهی دقیقی نوشتهام که میتوانید مستقیم تایپش کنید.
۱. این عدد از کدام ستونها ساخته شد؟
خطایی که میگیرد: هوش مصنوعی ستونی را برداشته که اسمش شبیه چیزی بوده که خواستهاید، ولی محتوایش چیز دیگری است. «مبلغ» میتواند با تخفیف باشد یا بیتخفیف، با مالیات باشد یا بیمالیات.
بنویس: «دقیقاً بگو این عدد را از کدام ستونها و با چه فرمولی حساب کردی. مرحلهبهمرحله.»
اگر نتوانستید عدد نهایی را از روی توضیحش بازسازی کنید، هنوز نباید باورش کنید.
۲. چه چیزی در فایل نبود که باید میبود؟
خطایی که میگیرد: همان خطای محصول A. هوش مصنوعی با چیزی کار میکند که جلویش گذاشتهاید. اگر سربار، برگشت از فروش، تخفیفهای خارج از فاکتور یا هزینهی خدمات پس از فروش در فایل نباشد، در محاسبه هم نیست.
بنویس: «برای اینکه این سؤال درست جواب داده شود، چه دادهای لازم است که در این فایل نیست؟»
این تنها سؤالی است که هوش مصنوعی را وادار میکند دربارهی نبودها حرف بزند، نه بودها. و معمولاً جوابهای تکاندهنده میدهد.
۳. این «سود» است یا فقط «فروش منهای بها»؟
خطایی که میگیرد: کلمهی «سود» چند معنی دارد و هوش مصنوعی هر کدام را که سادهتر باشد برمیدارد. حاشیهی فروش، سود ناخالص، سود عملیاتی و سود خالص چهار چیز متفاوتاند و ترتیب محصولات در هر کدام میتواند فرق کند.
بنویس: «این عدد کدام سطح سود است؟ چه هزینههایی در آن کسر شده و چه هزینههایی نشده؟»
۴. اگر مبنای تقسیم را عوض کنم، جواب عوض میشود؟
خطایی که میگیرد: هر تخصیصی یک فرض دارد. سربار را میشود بر مبنای ساعت کار، فضای اشغالشده، تعداد سفارش یا حجم فروش تقسیم کرد — و هر کدام جواب متفاوتی میدهد.
بنویس: «با چه فرض یا مبنای تقسیم متفاوتی، نتیجه برعکس میشود؟»
اگر جواب با یک تغییر کوچکِ قابلدفاع زیر و رو شود، شما یک نتیجه ندارید؛ یک فرض دارید. و باید بدانید کدام است.
۵. کدام ردیفها را کنار گذاشتی؟
خطایی که میگیرد: ردیفهای خالی، تاریخهای بدفرمت، اعدادی که بهصورت متن ذخیره شدهاند، و رکوردهای پرت — همهی اینها معمولاً بیسروصدا از محاسبه حذف میشوند. اگر ۸ درصد ردیفها کنار رفته باشند و ندانید، جوابتان غلط است بدون اینکه هیچجا خطایی دیده شود.
بنویس: «چند ردیف از فایل در این محاسبه استفاده نشد و چرا؟ فهرستشان را بده.»
۶. این دوره با دورهی مقایسه همجنس است؟
خطایی که میگیرد: مقایسهی چیزهایی که قابل مقایسه نیستند. یک دورهی ۹ ماهه با یک سال کامل، صورت تلفیقی با صورت شرکت اصلی، ماهی که تعطیلات داشته با ماهی که نداشته، دورهای که قبل از افزایش سرمایه بوده با دورهی بعدش.
بنویس: «این دو دوره از نظر طول، دامنه و مبنای محاسبه همجنس هستند؟ اگر نه، کجا فرق دارند؟»
در تحلیل صورتهای مالی، این یکی بیشتر از همه اشتباه میشود.
۷. اگر این جواب اشتباه باشد، از کجا میفهمم؟
خطایی که میگیرد: اطمینان کاذب. هوش مصنوعی با همان لحن مطمئن جواب درست و جواب غلط را میدهد. لحنش هیچ اطلاعاتی دربارهی درستیاش ندارد.
بنویس: «اگر این نتیجه اشتباه باشد، محتملترین دلیلش چیست؟ چه چیزی را چک کنم تا مطمئن شوم؟»
این سؤال، ابزار را از حالت «جواب دادن» به حالت «بررسی کردن» میبرد — و معمولاً همانجا خودش ایرادش را پیدا میکند.
جمعبندی
هیچکدام از این هفت سؤال فنی نیست. هیچکدام پرامپتنویسی پیشرفته نیست. همهشان همان چیزی است که یک آدم باتجربه، از یک همکار تازهکار که گزارشی آورده میپرسد:
از کجا آوردی؟ چی جا انداختی؟ اگه فرضت عوض بشه چی میشه؟ از کجا بفهمم اشتباه نکردی؟
هوش مصنوعی همکار تازهکارِ فوقالعاده سریعی است. ساعتها کار استخراج و محاسبه را در چند ثانیه انجام میدهد و خسته هم نمیشود. ولی مثل هر همکار تازهکاری، جواب سؤالی را میدهد که پرسیدهاید — نه سؤالی که باید میپرسیدید.
آن بخش هنوز کار شماست.
اگر میخواهید همین بررسی روی فایلهای واقعی کسبوکارتان انجام شود، از طریق فرم تماس سایت پیام بدهید.